محمد تقي جعفري
38
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مفاهيمى كه بعنوان حقيقت ذهن شخص مفروض را اشغال خواهد كرد ، از اين حدود تجاوز نمىكند كه آنكه لباس آبى پوشيده بود ، آن ديگرى را كه لباس قهوه اى به تن داشت كشت . او قاتل است و اين مقتول و بايستى قاتل را با دست خودم بكشم در صورتى كه همين پديده وقتى براى يك قاضى آگاه و با وجدان مطرح مىشود براى تشخيص حقيقت علل روانى و حقوقى و اقتصادى و اخلاق تا بويى آن ، صدها ساعت به تحقيق و بررسى مىپردازد و گاهى هم بدون اين كه حكم خود را بتواند با نظر بهمهء عوامل و شرايط صادر نمايد ، با جملهء « به نظر من چنين مىرسد » ، كار خود را پايان مىدهد . اين جمله كه « من نگهبان حقيقتم و در سر راههاى باريك حق كه از ميان جادّههاى چشمگير باطل كشيده شده است ايستاده ، تا آخرين حدّ توانايىام شما را از انحراف باز خواهم داشت » سخن هيچ دهانى جز دهان پيشوايان الهى كه يقينا على بن ابي طالب نمايندهء راستين آنها است ، نمىباشد . زيرا او است كه در همين خطبه با صراحت كامل مىگويد . « از آن هنگام كه حق به من نشان داده شده است ، ترديدى در هيچ حقيقتى نكردهام . شما مردم كه روزگار خود را سياه كردهايد ، و گمان مىكنيد با گفت و شنيدهاى بىاساس ميان خود بدون رهبر مربّى مىتوانيد كارى انجام بدهيد و به حقيقت برسيد دور هم مىنشينيد و سؤال نحس يكى را پاسخ شوم ديگرى بدنبال مىآيد ، نفى و اثباتها به راه مىاندازيد تكليف خود و جامعه را با چند جملهء رجز خوانى تعيين مىكنيد ، به خيال اين كه از معدن ذغال سنگ حوادث و واقعيات ، الماسها استخراج كردهايد ، شادمان و خندان برمىخيزيد ، ديرى نمىگذرد كه واقعيات با قوانين شوخى ناپذير خود به سراغتان مىآيد و ديدگان شما را مىمالد و انبوه ذغال سنگها را كه بجاى الماس اندوختهايد به شما نشان مىدهد . اين همه زحمت بيهوده به خود راه ندهيد ، گردونهء رشد خود را متوقف نسازيد ، زمينى كه تا اعماقش قطره اى آب ندارد ، هرگز براى شما چشمه سارهاى حيات بخش به راه نخواهد انداخت .